تبليغاتX
drop
اگر تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست او جانشین همه نداشته هاست.
بر شاخه های درخت غار


دو کبوتر


تاریک دید م


یکی خورشید بود وآن دیگری ماه


همسایه های کوچک


با آنان چنین گفتم


گور من کجا خواهد بود


در دنباله دامن من


چنین گفت خورشید


در گلوگاه من


چنین گفت ماه


ومن که زمین را بر گرده خویش


داشتم و پیش می رفتم


دو عقاب دیدم همه از برف


و دختری سراپا عریان


که یکی دیگری بود و دختر هیچکس نبود


عقابان کوچک


به آنان چنین گفتم


گور من کجا خواهد بود


در دنباله دامن من


چنین گفت خورشید


در گلوگاه من


چنین گفت ماه


بر شاخساران


درخت غار دو کبوتر عریان دیدم


یکی دیگری بود و هردو هیچ نبودند
 

  فدریکو گارسیا لورکا

با ترجمه احمد شاملو

+ نوشته شده در  6 Aug 2007ساعت 9:2 AM  توسط شبنم | 
فصل مه و میوه های دل انگیز

آغوش گشوده کسی که در بلوغ جاری است از سمت آفتاب

همراه می شویم با خورشید که برکت می بخشد و پربار می کند

همراه می شویم با خوشه های انگور و تاک هایی که پیچیده اند بر سایه بان بام کاهگی

با میوه ها که مغزشان پرآب شده است وبارور

با جالیز شادمان و میوه های صدف مانند درختان فندق

با هسته های شیرین شان

ارمغانی برای شکفتن دوباره

و سر انجام گل ها و زنبور های عسل

با این گمان که روز های گرم را هرگز پایانی نیست

چرا که کندوی چسبناکشان از تابستان سرشار است

 

کجایت باید یافت؟

در خانه نشسته ای یا بر غله های بی تشویش

می رقصد گیسوانت نرم هماهنگ با باد و افشانی گندمزار

صدایی نیست در نشای نیمه کار

سرمست و مدهوش از عطر خشخاش ها

آنگاه که رد پای تو بر کرت ها گلها را برهم می تابد

بسان لحظه چیدن خوشه ها شکیبا و آرام و صبور شیار شخم را دنبال می کنی

سیب ها را می فشاری با چهره ای صبور

تو لحظه لحظه داری می نگری آخرین قطره های شهد را

 

ترانه های بهار کجایند

کجایند آه

تو ترانه ی دیگری داری به آنها میندیش

آنگاه که روز های رو به انتها را آبیاری می کنند بلند ابر ها

در ادراک دشتهای دروه شده گلگون

در ناله مگس های سوگوار

در میان درختان سر فراز بید

و در فرو رفتن زندگی و مرگ در تند باد های هستی

صدای دل انگیز بره های فربه از بلندای تپه و رود

و زیر خوانی جیزجیزک ها

و آواز سینه سرخی که از انسوی دیوار باغ آوازش به گوش می رسد

و چلچله هایی که در عمق آسمان هیاهویی راه انداخته اند

 

جان کیتس

+ نوشته شده در  11 Jul 2007ساعت 9:51 AM  توسط شبنم | 
 

هنگامی که خنکای بادها

بستر سبزه ها را فرو می پوشاند

ای نفس های خوشبو ای مه خاکستری

شامگاه را بر او فرو بياريد

آرام و سبک اين دل  اندوهگين را

همچون کودکی در گهواره تاب دهید

برای رفع خستگی پلک هایش

در های روشنایی روز را بر بندید

هم اکنون شب ستارگان را

گرد می آورد خواهرانی با خواهران

اینجا مشعلی بزرگ آنجا شراره ای ضعیف

فروغی دور یا نزدیک

پرتوی در آینه دریا بار

آذرخشی آن بالا در دل شب

و ماه تمام

که در خوشی ناب رویاهای وی می درخشد.

و اینک وقت دیر می کشد

خوشبختی را و بدبختی را برده با خود....

برای بهبود یافتن اعتماد کن

به روزی که از نو زاده است .

دره  های کوچک سبز  تپه نرم شیب

که بیشه ای انبوه بر او سایه می افکند

گیاه دانه بسته آماده درو

در موجهای سیمین خم گشته است.

آرزوهایت را در طلای شعله ور خورشید

با دست های پر بر چین

پوشش خواب این زنجیر های زود گسل را

 از خود به دور افکن.

درنگ نکن  توده عوام دو دل است

یارای رفتن به سوی خواست خود ندارد....

ای جان برگزیده که فهم داری و در می یابی

تو بر همه چیز توانایی.

 بر گرفته از فاوست اثر گوته

+ نوشته شده در  20 Jun 2007ساعت 11:12 AM  توسط شبنم | 
 

خداوندا

از ترديد هاي ما حمايت كن ، چون ترديد خود روشي است براي راز و نياز . ترديد ما را رشد مي دهد چرا كه مجبورمان مي كند بدون هيچ واهمه اي با جواب هاي بسيار يك سئوال واحد روبه رو شويم   باشد كه مستجاب شود.

 خداوندا

 از تصميم هاي ما حمايت كن ، چون تصميم روشي است براي راز و نياز . بعد از ترديد باز هم به ما شهامت بده تا بتوانيم در بين راههاي مختلف يكي را انتخاب كنيم  اينكه" بله " ما همچنان "بله" باشد و" نه" ما همچنان" نه ".كاري كن وقتي راهي را انتخاب كرديم ،هرگز برنگرديم و به پشت سر نگاه نكنيم ، يا خودمان را شكنجه دهيم چون روح ما در اثر پشيماني خورده مي شود . باشد كه مستجاب شود.

 خداوندا

از اعمال ما حمايت كن ، چون عمل روشي است براي راز و نياز . كاري كن نان روزانه ما ثمره اي باشد از بهترين بخش روح ما . راحت حاصل شود با كار و عمل ، و كمي هم از عشقي را كه دريافت مي كنيم را قسمت كنيم . باشد كه مستجاب شود.

 خداوندا

 از روياهاي ما حمايت كن ،‏چون رويا روشي است براي راز و نياز . كاري كن كه فارغ از زمانه و شرايط،  نيرويي به دست آوريم كه بتوانيم شعله ي مقدس اميد و پشتكار را در قلبمان روشن نگاه داريم . باشد كه مستجاب شود.

خداوندا

ما را همچنان از شوق لبريز كن ، چون شوق روشي است براي راز و نياز . آن چيزي است كه  ما را به آسمانها و زمين ، به انسانها و به بچه ها پيوند مي دهد ، و به ما مي گويد اميال نفسمان مهم است و ارزش آن را دارد كه به آن بپردازيم . وآنچنان كه به ما مي گويد هر هدفي تحقق پذير است ،به شرط آنكه روح و جسم را وقف آن كنيم باشد كه مستجاب شود.

خداوندا

 از ما حمايت كن ، چون زندگي تنها راهي است كه براي آشكار ساختن معجزه تو در اختيار داريم . كاري كن كه زمين همچنان دانه را به گندم تبديل كند و ما بتوانيم در پي آن ، گندم را به نان تبديل كنيم . و اين فقط در صورتي امكان خواهد داشت كه ما عشق داشته باشيم . پس ما را تنها رها مكن . هميشه ما را از مساعدتت بهره مند ساز و آن مردان و زناني كه ترديد دارند ، عمل مي كنند و رويا مي بينند كه به وجد مي آيند و به طريقي زندگي مي كنند گويي هر لحظه از حياتشان وقف شكوه توست.

آمين

اثر پائليو كوئليو

برگرفته از كتاب  مثل رودخانه روان

 

+ نوشته شده در  3 Jun 2007ساعت 1:13 PM  توسط شبنم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
زیبایی حقیقت است و حقیقت زیبایی
جز این چیزی نمی دانیم و به چیزی جز این احتیاج نداریم

نوشته های پیشین
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
آذر 1383
پیوندها
امين شفيعي(سارش)
ناركند
منتظران مهدی موعود
و خدايي كه در اين نزديكي است
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM